تبلیغات
قدمت غیرت اصالت - كرمانج
 
قدمت غیرت اصالت
                                                        
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : هوزان جاف
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جمعه 21 بهمن 1390 :: نویسنده : هوزان جاف


تاریخچه كرمانجها


چنانکه اغلب دانشمندان و پژوهشگران تاریخ ملل می دانند و به آن اذعان دارند ، " كردها" از جمله اقوام هند و اروپایی اند که از هزاره های قبل از میلاد مسیح در مناطق وسیعی از خاور میانه و بویژه کوهستانهای مرتفع بین النهرین استقرار یافته اند . سفالینه های به دست آمده حاکی از این است که این قوم دست کم از 7 هزار سال پیش دارای تمدنی در خور توجه بوده چنانکه بعضی اقوام مجاور را به طمع دست اندازی و انتفاع از ماحصل تمدن آنان انداخته است . امروزه کردها را در چند شاخه مهم دسته بندی می کنند . در این تقصیم بندی که از نظر تفاوت لهجه صورت گرفته این شاخه ها عبارتند از : 1- کرمانج ها 2- سوران ها 3- لرها 4-زازاها 5- هورامان ها چنانکه می بینید "کرمانج" یکی از این شُعب و در واقع مهمترین زیر مجموعه نژاد و زبان کردی است . "کرمانج" که به " کرد شمال " نیز معروف است کم و بیش حدود 70% تمام کردهای جهان را که امروزه در بیش از 30 کشور جهان پراکنده اند شامل می شود . با این حال مهمترین سکونتگاههای کرمانج ها عبارتند از : سراسر جنوب و بخش هایی از شرق و مناطق مرکزی ترکیه یا اصطلاحا "کردستان شمالی " ، شمال شرقی سوریه یا اصطلاحا جنوب کوچک" ، شمال عراق یا به اصطلاح "جنوب بزرگ" و بسیاری از کشورهای آسیای میانه و اروپا که بعضا جوامع چند صد هزار نفری کرمانج ها را در خود جا داده اند . اما یکی از مهمترین نقاط کرمانج نشین که به شواهد آمار حدود دو میلیون نفر از این قوم در آن زندگی و متأسفانه به دلیل جدا بودن از دیگر نقاط تجمع کُردها کمتر مورد توجه بوده "شمال خراسان " و شمال شرقی ایران است . ما در این فرصت به منظور جبران گوشه ای از این بی توجهی قصد تأمل و توقف در این بخش از موطن کرمانج ها و طرح و معرفی ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی آن را داریم : به لحاظ زبانی همانند ویژگی های فیزیکی و رفتاری ، کردها در تمام شاخه ها شباهت بسیار دارند اما عمده تفاوت لهجه های آنان این است که به ترتیب از نقاط جنوبی به سمت شمال زبان کردی به طرف ساده تر شدن و خلاصه گویی پیش می رود . کرمانج های خراسان نیز به تبع این تغییر با زبانی ساده تر و اختصار گراتر سخن می گویند و گر چه متأثر از زبان فارسی و عربی دخل و تصرفاتی در آن بعمل آمده ، اما صد البته - برای کرمانج های دیگر نقاط جهان براحتی قابل فهم و مکالمه است . کرمانج های خراسان به لحاظ مذهبی ، تماما شیعه مذهبند و گویا یکی از عمده دلایل کوچ این قوم به خراسان شمالی نیز قرابت مذهبی با دیگر ایرانیان است . مهمترین نقاط اسکان کرمانج ها در خراسان عبارتند از شهرهای : قوچان ، بجنورد ، اسفراین ، شیروان ، مشهد ، چناران ، درگز ، کلات ، آشخانه ، مانه و سملقان ، فاروج ، باجگیران ، و .... اما در مجموع حضور کرمانج ها در روستاها نمود بیشتری دارد تا در شهرها چرا که اغلب آنان به مشاغلی همچون دامداری و کشاورزی مشغولند و بالطبع ناگزیر از زندگی کوچ نشینی و روستانشینی اند . مهمترین ییلاقات عشایر این قوم شامل رشته کوههای گُلیل ، هزار مسجد ، آلاداغ و شاهجهان است . کرمانج های خراسان مردمی گشاده رو و گشاده دست و معروف به راستی و درستی اند . در طی سالهای حضور خود در خراسان ، به نشانه حماسه آفرینی و سربلندی همیشه ، بارها و بارها در مقابل هجوم اقوام آسیای میانه بویژه ترکمانان صف آرایی کرده اند و برای حراست از یار و دیار و دین و سرزمین خویش جان بر کف نهاده اند . امثال سردار اوض ، ججوخان و گل محمد معروف به "خان کلمیشی" از جمله سرداران و جنگاورانی هستند که در نبرد با دشمنان داخلی و خارجی خویش ، تا سر حد مرگ ایستاده اند و اکنون پس از سالها ، در میان اشعار ترانه ها و خاطرات مردم نام خود را جاودانه کرده اند . کرمانج های خراسان مردمی صاحب ذوق و شاعر مسلک اند ، چنانکه کمتر کسی از ایشان را می توان سراغ کرد که دستی در شعر و شاعری و آواز نداشته باشند . هزاران قطعه شعر در قالب های "لو "و "سه خشتی " در میان کرمانجها زمزمه می شود که هیچکدام سراینده مشخصی ندارند و این خود از شکل دادن روح جمعی این قوم به این اشعار حکایت می کند . با این وجود ، در میان کرمانج های خراسان یک نام بزرگ و احترام انگیز به گوش می رسد که وقتی از شعر و آواز حرف می زنیم ناگزیر باید کنارش توقف کنیم و به احترام او کلاه از سر برداریم : جعفر قلی زنگلی : جعفر قلی را هر کرمانجی در خراسان می شناسد . شاید در میان اقوام و ملل به کمتر شاعری می توان برخورد که در این سطح و عمق به ذهن و زبان مردم راه یافته باشد . امروزه ، دیوان جعفر قلی که به همت کلیم الله توحدی - محقق و نویسنده کرد - گردآوری و منتشر شده است در اغلب خانه های کرمانج زبانها یافت می شود . زندگی او که مشهور است در جوانی او را عشقی شور انگیز به بیابانها و کوهستانها کشاند سرشار از رمز و راز و ابهام است . در واقع می توان گفت گر چه بیش از یک و نیم قرن از پایان حیات او نمی گذرد ولی کم و کیف زندگی جعفر قلی همانند معشو قه اش "ملواری " با تلفیقی از قصه پردازی و واقعیت در غبار حدس و گمان فرو رفته است





نوع مطلب :
برچسب ها :