تبلیغات
قدمت غیرت اصالت - جایگاه زبان کردی
 
قدمت غیرت اصالت
                                                        
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : هوزان جاف
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جمعه 21 بهمن 1390 :: نویسنده : هوزان جاف

طبقه بندی زبانها و جایگاه زبان کردی
ایجاد نظم در بی نظمی زبانی بابلی Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 *
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 نوشته ی:پروفسورلوئی ژان کالوه - نظریه پرداز معروف زبانشناسی - دانشگاه پاریس
منبع : مجله بین المللی le français dans le monde no 355 janvier سال2008
لوئی ژان کالوه در مخالفت بااصل سیاسی - زبانی مبنی بر اینکه همه زبان ها برابرند تلاش می کند تا مجموعه بسیار پراکنده ای را ساماندهی کند که زبان های جهان تشکیل می دهند . او با بررسی افراد دوزبانه و قرار دادن معیارهای معتبر در برابر همدیگر تلاش می کند تا نمایه ای تطبیقی از زبان های دنیا را ارائه کند ...
حدود هفت هزار زبان بر روی کره زمین شمرده شده است و اگر ملاحظه کنیم که تقریبا دویست کشور وجود دارد به صورت میانگین برای هر کشور تعداد سی و پنج زبان هست . البته این میانگین ها میانگینی بیش نیستند . بعضی کشورها مانند هند، کامرون،کنگو یا مکزیک دارای تکثر زبانی فراوانی هستند .دیگر کشورها مانند ایسلند بروندی از تکثر کمتری برخوردارند . از طرفی این پراکندگی نابرابر زبان ها در مقیاس قاره ای نیز وجود دارد . بعضی قاره ها مانند آفریقا ( که 30 درصد زبان ها در آن تکلم می شود) یا آسیا ( 33 درصد )از نظر زبانی غنی هستند در حالی که اروپاازاین حیث به طرزی خاص فقیر است ( 3 درصد زبان های دنیا در آن تکلم می شود ) . اما تکثر زبانی در همه جا هست ما همیشه با زبان ها مواجه هستیم و می توانیم دو نگاه متفاوت به آن بکنیم . نگاه اول به توصیف تک تک آن ها بسنده می کند . نگاه دیگر که جامعه را از نظر زبانی مورد بررسی قرار می دهد که همان Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 نگاه جامعه شناختی زبانی می باشد .

مدل دوزبانگونگی:
جامعه شناسی زبان در دهه شصت تلاش کرده است تا این وضعیت های تکثر زبانی را با قرار دادن آن ها در بررسی های خود مورد توجه قرار دهد. امروزه چیز مهمی از آن باقی نمانده است بجز مدل پیشنهادی چارلز فرگوسون "مدل دوواژگانی" یعنی زندگی مسالمت آمیز دو شکل یک زبان که تحت عنوان گونه " فرادست " و گونه " فرودست " در آمده اند. بدین ترتیب وضعیت دوواژگانی کشورهای عربی ( عربی کلاسیک/ عربی" لهجه ای" ) هائیتی ( زبان فرانسه / زبان کرئول ) یونان ( کاتارووسا / یونانی عامی ) یا سوئیس آلمانی زبان ( آلمانی سوئیس ) را از نظر پراکندگی اجتماعی کاربرد ها توصیف می کرد. بر این نظر بود که فرد با والدین و دوستانش به گونه " پایینی " ( عربی لهجه ای، کرئول ... ) صحبت می کند اما در سر کار یا برای نوشتار از گونه " بالایی " ( عربی کلاسیک، فرانسه ... ) استفاده می کند .
بدین ترتیب حالت دوزبانگونگی مدت مدیدی به عنوان یک مدل موثر و کارا تلقی شده است سپس از سوی آندسته از زبانشناسان مورد بحث قرار گرفته است که در جنبش های آزادی خواهانه یا مطالبات زبانی مشغول هستند . بر خلاف آنچه که فرگوسون نوشته بود آن ها خاطر نشان می کردند که دوواژگانی یک وضعیت یکنواخت میان دو صورت زبانی نیست بلکه بیشتر یک وضعیت کشمکش یا سرکوب می باشد . آنان در باره وضعیت زبان کرئول زبانان یا کاتالان زبان ها این چنین نشان می دادند که از یک طرف زبان قدرت نخبگان دنیای سیاست و فرهنگی و از طرف دیگر زبان عامی وجود دارد و این باعث شد ه بعضی ها از میان آنان پیشنهاد کنند که نظام سلطه بر چیده شود . به عنوان مثال در مورد زبان کاتالان کاری شود که به این زبان همان نقشی داده شود که تاکنون زبان اسپانیولی ایفا کرد ه است این همان چیزی است که روابط تنگاتنگ میان جامعه شناسی زبان و سیاست های زبانی را تبیین می کند .هرچه که باشد ما در اینجا فقط توصیف وضعیت های محدود و جزئی را داریم چون دو گونه ای که " بالایی " و " پایینی " تلقی شده اند فقط دو صورت از میان تعداد زیاد دیگری بوده اند . به عنوان مثال شاید میان دو صورت زبان آلمانی بخشی از سوئیس حالت دوواژگانی وجود دارد اما در آنجا زبان فرانسه نیز تکلم می شود همچنین زبان های مختلف مهاجران مانند پرتغالی، کردی، ایتالیایی، ترکی...وجود دارد و این یعنی وضعیت Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 خیلی پیچیده است.

مدل جاذبه ای :
برای توصیف این پیچیدگی ( زبانی ) بابلی است که که در سال 1999 مدل " جاذبه ای " را پیشنهاد کردم (1) که از این نظر ناشی می گردد که می توان با در نظر گرفتن این که زبا ن ها در میان خود به واسطه افراد زبانی به هم مرتبط هستند می توان در میان این بی نظمی نظمی را حاکم نمود . بنابراین نظام دو زبانی طبقه بندی آن ها به ما امکان می دهد روابط میان این زبان ها را از نظر جاذبه ارائه کنیم .حول یک زبان کاملا محوری ( مانند انگلیسی ) که سخنورانش گرایش شدیدی به تک زبانی بودن دارند در این صورت حدود ده زبان فرامحوری ( مانند فرانسه اسپانیولی عربی چینی هندی مالایی ... ) جذب می شوند که سخنورانش به هنگام دوزبانی بودن یا زبان کاملا محوری یا یک زبان فرامحوری هم سطح آن را یاد می گیرند . حول این زبان های فرامحوری حدود صد الی دویست زبان مرکزی جذب می شوند که آن ها نیز به نوبه خود محور جذب چهار الی پنج هزار زبان محیطی هستند ( به طرح مدل جاذبه ای مراجعه شود ) .
بنابراین در هر یک از سطوح این نظام دو گرایش ظهور می یابند یکی در جهت دوزبانی گری " افقی " ( یادگیری یک زبان همسطح زبان خود ) و دیگری در جهت دوزبانی گری عمودی ( یادگیری یک زبان دارای سطح برتر ) در حالیکه این دو گرایش پایه مدل بنده هستند . این سازماندهی از نظر نوعی آمار زبان های دنیای یک سلسله مراتب نیست بلکه شکل ظاهری ناشی از یک اصل سازمان دهنده می باشد. یعنی یک زبان فرامحوری به هیچ وجه نسبت به یک زبان فرامحیطی " برتر " نیست بلکه صرفا جایگاهی متفاوت را در دامنه زبانی جهانی شدن طبق توصیف بنده به خود اختصاص داده است و این صورت ظاهری عملا هر روز تایید می شود .
به عنوان مثال یک فرد دوزبانی بامبارا / فرانسوی در کشور مالی در 99 درصد موارد زبان اولش بامبارا می باشد و یک فرد یک زبانی آلزاسی / فرانسوی همیشه زبان اولش آلزاسی است . یک فرد دوزبانی کابیلی / عربی در الجزایر تقریبا همیشه زبان اولش کابیلی می باشد و... مطمئنا می توان مثال ها را بی نهایت افزایش داداما این ها کافی است تا به ما نشان دهد که پایه این سازماندهی جاذبه ای شاهدی است بر روابط زور . سازماندهی جهانی روابط میان زبان هایی که می خواهیم این مدل جاذبه ای را درباره شان بکار ببریم به نوعی تصویری است از یک روند ناپایدار روابط زور . امروز زبان انگلیسی نقطه اوج آن می باشد که زبانی کاملا محوری است اما واضح می باشد که این وضعیت می تواند متحول شود و یک زبان دیگر در آینده می تواند این جایگاه را بگیرد . کدام زبان ؟ پیش بینی آن آسان نیست همان قدر که شاید زبان محوری آتی هنوز وجود ندارد یا متوجه آن نیستیم .
طبقه بندی 88 زبان اول دنیا بر اساس مجموع ارزشها:
1- انگلیسی 2- فرانسه 3- اسپانیولی 4- آلمانی 5- ژاپنی 6- هلندی 7- عربی 8- سوئدی 9- ایتالیایی 10- دانمارکی 11- ایسلندی 12- فنلاندی 13- رومی 14- روسی 15- لهستانی 16-پرتغالی 17- نروژی 18- ( چینی ) ماندرین 19- عبری 20- چک 21- اسلوونی 22- مجاری 23- کره ای 24- ارمنی 25- استونی 26- ترکی 27- یونانی 28- کاتالانی 29- اسلوواکی 30- کروواتی
31- کردی 32- بلاروسی 33- آلبانیایی 34- رومانیایی 35- کیروندی / رواندایی36- تاگالوگ 37- هندی 38- باهاسا 39- بلغاری 40- فارسی 41- صربی 42- قزاقی 43- هاائوسائی 44- پئول 45- پنجابی 46- سواحیلی 47- آذری 48- بنگالی 49- مینی 50- هاکا 51- ویسایان / سبوئانو 52- اردو 53- سیندی 54- ویتنامی 55- بامبارا 56- ازبکی 57- یوروبا 58- پشتو 59- تامول 60- نپالی 61- گوارانی 62- ایگبو 63- تایلندی 64- جاوانایی 65- یوئه 66- ووئی 67- اکراینی 68- خمری 69- آفریقایی 70- سودانی 71- گرجی 72- بوجپوری / بیهاری 73- خیانگ 74- مادوری 75- گانی 76- ژوانگی 77- گوجاراتی 78- تلوگو 79- ماراتی 80- مالایی 81- سینگالی 82- راجاستانی 83- کاننادا 84-اوریایی 85- آمهاریک 86- آسامایی 87- شونا 88- بیرمانی

اهمیت زبانها:
این موضوع سولات دیگری را مطرح می‌کند. چگونه می توان اهمیت نسبی زبان ها را اندازه گرفت؟ چگونه عناصری را بشناسیم که شاید در وضعیت کنونی عناصر تحول را بیان دارند؟
در کل هنگامی که درباره اهمیت یک زبان سوال می‌کنیم به تعداد سخنوران آن اشاره می‌کنیم یعنی هر چه تعداد سخنوران یک زبان بیشتر باشد به همان میزان " اهمیت " آن زیاد می باشد . نگرانی این است که به عنوان مثال زبان چینی تعداد سخنورانش بیشتر از انگلیسی می باشد در تعداد کشورهای خیلی محدودتری وجود دارد به واسطه ترانه و آواز و سینما كمتر گسترش یافته و در اینترنت کمتر به کار رفته است و ...



به عنوان مثال زبان های که بیشترین تعدادسخنوران را در جهان دارند عبارتند از :

1- ( چینی ) ماندرین 2- انگلیسی 3- هندی 4- اسپانیولی 5- روسی 6- باهاسا 7- پرتغالی 8- بنگالی 9- عربی10- اردو 11-ژاپنی 12-فرانسه

این تنها طبقه بندی ممکن نیست .

اگر تعداد کشورهایی رادر نظر بگیریم که این زبان ها در آن رسمی یا در کنار زبانی دیگر رسمی هستند در این صورت ترتیبی متفاوت بدست می آوریم.

1- انگلیسی 2- فرانسه 3- عربی 4- اسپانیولی 5- پرتغالی 6- آلمانی 7- مالایی 8- چینی و ...



اگر اکنون جایگاه زبان ها را در اینترنت در نظر بگیریم یک سلسله مراتب دیگر مطرح می شود :

1- انگلیسی 20/35 درصد 2- چینی 70/13 درصد 3- اسپانیولی 9درصد 4- ژاپنی 40/8 درصد 5- آلمانی 90/6 درصد 6- فرانسوی 20/4 درصد 7 – کره ای 90/3 درصد 8- ایتالیایی30/3 درصد 9- پرتغالی 10/3 درصد 10- مالایی 80/1 درصد 11- هلندی 70/1 درصد12- عربی 70/1 درصد.



همچنین می توانیم تعداد جوایز ادبی نوبل را در نظر بگیریم که به نویسندگان این زبان‌ها اهدا شده است که به این صورت می شود:

1- انگلیسی 2- فرانسه 3- آلمانی 4- اسپانیولی 5 – روسی 6- ایتالیایی 7- سوئدی 8- دانمارکی 9- چک 10- هلندی11- لهستانی 12- ژاپنی و...

می بینیم که بعضی زبان ها تقریبا همیشه در صدر قرار دارند حالا عامل آن هر چه که باشد و دیگر زبان ها فقط در بعضی فهرست ها ظاهر می شوند ( مثلا زبان پرووانسالی بنگالی یا ییدیش ( عبری اروپای مرکزی و شرقی ) برای جایزه نوبل ) .

با توجه به این ملاحظات می باشد که فهرستی از زبان های دنیا را ارائه داده‌ایم که عبارتند از مجموعه ای از عوامل ( تعداد سخنور، حضور در اینترنت، تعداد کشورهایی که زبان در آن رسمی است، جریان ترجمه به و از آن زبان، تولید و صدور فیلم کتاب موسیقی، جایزه ادبی نوبل، میزان رشد جمعیت کشورهایی که آن زبان در آنجا تکلم می شود، وجود نرم افزار پردازش متن اصلاح کننده املا و ... ) که طبقه بندی زبان های دنیا را از نظر " اهمیت " شان به این صورت ارزیابی شده بدست آورده ایم. این فهرست پس از اتمام در اینترنت در دسترس قرار خواهد گرفت و به به صورت منظم از نظر تغییر و تنوع عوامل مورد نظر به روز خواهد شد (2). در مرحله اول تعداد زبان های مورد نظر را محدود خواهیم کرد( زبان هایی که بیش از ده میلیون نفر به آن سخن می گویند ) تا به تدریج این فهرست را گسترش دهیم که تمام زبان ها را در بر گیرد . بنابراین فهرست مقایسه ای ربان های جهان یک ابزار مرجع ایجاد خواهد کرد یعنی محلی برای حقایق جامعه شناسی زبان که حرکت های زبانی وتغییرات روابط میان زبان ها را همزمان با جهانی شدن قابل درک خواهد نمود. این خود به تصمیم گیری از نظر سیاست زبانی ( سیاست تدریس زبانها، ارتقا بعضی زبان ها و ... ) که بر پایه عوامل هد ف هستند کمک خواه نمود .

ما در یک کنفرانس در اکسان پرووانس ( سپتامبر 2007 ) پیش نمایی از آن را ارائه کرده ایم و به طبقه بندی موقت هشتاد زبان اول بر اساس ده عامل مذکور در اینجا دست یافتیم . بدین ترتیب با فهرست زبان ها از طرفی و صورت ظاهری ( مدل ) جاذبه ای از طرف دیگر نمای خوبی از وضعیت جهانی کنونی و گرایشات تحولی (زبان ها) را در اختیار داریم.

..................................................................

1- به سوی بوم شناسی زبان نوشته لوئی ژان کالوه پاریس نشر پلون 1999 .

2- در قسمت مربوط به آمار با آلن کالوه کار کرده ام.

* به منشأ زبان ها بر اساس روایت كتاب مقدس مسیحیان اشاره دارد كه گویا از بابل آغاز شده است




نوع مطلب :
برچسب ها :