قدمت غیرت اصالت
                                                        

سرود «ئهٔ ره‌قیب» به گویش سورانی سراینده ای رقیب

نویسنده: ارکان | ساعت: 22:14

  



موضوع:





نوع مطلب :
برچسب ها :





.:مراسم پیرشالیار ؛ آئینی به قدمت تاریخ
سنندج - خبرگزاری مهر: آئین باستانی پیرشالیار هر ساله و در اواسط بهمن در روستای اورامان تخت برگزار می شود و برگزاری این مراسم سابقه ای به قدمت تاریخ دارد.
به گزارش خبرنگار مهر در سنندج، آئین باستانی پیرشالیار هر ساله در فصل زمستان برگزار می شود که این مراسم نماد عینی از مشارکت های فعال مردم در مناسبت های مختلف اجتماعی و فرهنگی و سابقه ای به قدمت تاریخ دارد و هر سال بر شکوه برگزاری آن نیز افزوده می شود.
این مراسم که هر سال در آخرین چهارشنبه و پنج شنبه منتهی به نیمه بهمن ماه برگزار می شود آئینی است که بعضی از مورخان تاریخ برگزاری آن را به یک هزار سال گذشته می دانند و عده ای دیگر نیز معتقدند که قدمت این مراسم بیش از اینهاست.

پس از پشت سرگذاشتن کوه های سربه فلک کشیده و عبور از جاده های پر پیج و خم و گذر در مسیر رودخانه سیروان که با آرامش خاصی همراه است و در دل کوه های سربه فلک کشیده رشته کوه های زاگرس، به یکی از روستاهای استان کردستان قدم می نهی که معماری آن زبانزد خاص و عام است و به دلیل ویژگی های فراوانی این روستا به عنوان یکی از قطبهای گردشگری در سطح کشور نیز به ثبت رسیده است.
روستای که معماری ویژه و خاص آن در کنار طبیعتی بکر و زیبا که به نوعی با آدم سخن می گوید هم اکنون به عنوان یکی از مناطق گردشگری کشور مطرح و حتی در بعضی از روزها علاوه بر گردشگران داخلی افرادی را نیز از دیگر کشورهای خارجی به دامان خود می پذیرد.

روستایی که بام خانه جلوی حیاطی است برای خانه دیگر و این داستان همچنان تا پشت روستا ادامه می یابد و نوع معماری به کار رفته در آن نیز چشم هر بیننده ای را به سوی خود جلب می کند به نحوی که معماری سنتی این روستا مبتنی بر سنگ بوده و در ساخت خانه های مسکونی از ملات به هیچ وجه استفاده نشده است.
روستای اورامان تخت در دهستانی به همین نام و در مسیر رودخانه سیروان یکی از برزگترین رودخانه های کشور قرار دارد که برگزاری آئین های مختلف در کنار معماری خاص و ویژه که با استفاده از صنایع بومی و محلی ساخته می شود باعث شده که اورامان به شهره ای جهانی و بین المللی دست یابد.
یکی از حدسیات رایج درباره نام اورامان اینست که واژه « اورامان» یا « هورامان» از دو بخش "هورا" به معنی اهورا و "مان" به معنی خانه، جایگاه و سرزمین تشکیل شده‌است.

بنابراین اورامان به معنی " سرزمین اهورایی" و جایگاه اهورامزدا است هور در اوستا به معنی خورشید نیز آمده و "هورامان" جایگاه خورشید نیز معنی می‌دهد .
از سوی دیگر فرهنگ و تمدن این کهن دیار به عنوان بخشی از تمدن بزرگ ایران باستان با زیرساخت هایی محکم و استوار از موسیقی و عرفان گرفته تا ادبیات نوشته و نانوشته اش و آداب و رسوم مبتنی بر خرد جمعی و نبوغی سازگار با طبیت اهورایی اش شایسته است و باعث شده که هر ساله گردشگرانی از سایر نقاط کشور و در مواردی از بعضی از کشورهای دنیا راهی این منطقه شوند.

مردم روستای اورامان به زبان اورامی سخن می گیوند و مردان اورامانی چوخه، پانتول، ملکی شال، دستار، فرنجی و کله بال و زنان آن جانی، کلنجه، شال، کلاه و کلله می‌پوشند که علاوه بر وجود رنگ های متنوع انواع این لباس‌ها با زیور آلات مختلف تزئین خواهند شد.
پیش از ورود پارچه و کفشهای خارجی و سایر منسوجات داخلی به استان کردستان، بیشتر پارچه‌ها و پای افزار مورد نیاز ردمد روستای اورامان توسط بافندگان و دوزندگان محلی بافته و ساخته می‌شده که هنوز هم تعداد محدود از این نوع البسه وجود دارد.
مراسم جشن عروسی پیر شالیار یکی از جشنهای رایج است که هر ساله 45 روز بعد از شروع فصل زمستان به مدت دو هفته برگزار می‌شد، این مراسم سالگرد ازدواج پیری افسانه ‌ای به نام شالیار است که ریشه در اسطوره‌ها و اعتقادات و آیین‌های قدیم مردم این سرزمین دارد.

این مراسم شامگاه سه شنبه با تقسیم گردوهای باغ پیر شالیار بین اهالی روستا آغاز می‌شود و به ترتیب با مراسم "کلاو روچنه"، قربانی کردن گاو و گوسفند و بز، پخت غذاهای مخصوص، دف‌نوازی و رقص عرفانی، سماع، پخش نذورات بین اهالی، نماز و ذکر و دعا، همچنین برپایی مراسم شب‌نشینی و دست به دست گرداندن کفش چرمی پیر شالیار و تبرک آن و پخت نان مخصوصی به نام "کلیره مژگه" ( که از خمیر آرد، گردو خرد شده و پیاز درست می شود) در طول سه روز متوالی ادامه پیدا می‌کند.

اما امروزه چهارشنبه، پنج شنبه و جمعه منتهی به 15 بهمن ماه را در نظر می‌گیرند و چهارشنبه قبل از آن را روز آغاز مراسم اعلام می‌کنند. انتخاب روز و اعلام شروع جشن بر عهده متولی پیر شالیار است که این کار را با تقسیم گردوهای درخت‌های وقفی پیر شالیار بین خانواده‌های رو




نوع مطلب :
برچسب ها :




 توضیح: برخی از طوایف قومهای ایلامی  در طول تاریخ به علل مختلف از جمله جنگ ها و ... از ماوای اصلی خود کوچ و در سایر سرزمین های همسایه سکنی گزیده اند. یکی از سرزمین هایی که دارای جمعیت قابل توجهی از قوم خزل جمهوری خودمختار داغستان در روسیه و در ناحیه قفقاز است. که درزمان نابودی حکومت هخامنشین که خزلها از بانیان و درباریان بودندکه در زمان حادثه (پوریم ) همرا با یهودیان فرار کردند یهودیان به اوشلیم و خزلها هم به جنوب روسیه و بخشهایی از فلات ایران آواره شدند  . ادامه به معرفی کلی قوم خزل در جمهوری داغستان می پردازیم.

 اطلاعات کلی جمهوری داغستان/ روسیه/ قفقاز

داغستان که در روسی Республика Дагестан و در فارسی جمهوری داغستان نامیده می شود یکی از جمهوری‌های خودمختار روسیه در خاور قفقاز و ساحل باختری دریای خزر است. پایتخت داغستان شهر ماخاچ کالا (مخاچ قلعه)، مساحت آن بیش از 50 هزار کیلومتر مربع، واحد پولی آن روبل و طبق آخرین سرشماری جمعیت سال 2007 میلادی دارای بیش از 2.5 میلیون نفر جمعیت است. جمعیت شهری و روستای داغستان به ترتیب 43 و 57 درصد است. مسلمانان در داغستان ۸۷٪ از کل جمعیت را تشکیل می‌دهند. مسلمانان عمدتا از مذهب شافعی یا شیعه هستند

 بیشتر مردم داغستان از اقوام مختلف نژاد قفقازی هستند به گونه ای که 102 ملیت در این جمهوری زندگی می کنند. به واسطه حضور گروه‌های قومی بسیار گوناگون در این سرزمین، به‌جز زبان روسی بیش از ۳۰ زبان دیگر از جمله آواری، خزلی ، آذربایجانی، اگولی، چچنی، دارگینی، کومیک، لزگی، نوگایی، رتول، طبرسران، تاتی اران و ... نیز در داغستان صحبت می‌شود. بخش جنوبی جمهوری داغستان را کوه‌ها و دامنه‌های کوه قفقاز اشغال کرده‌اند. در بخش شمالی آن، جلگه پیرامونی خزر قرار دارد. از بخش مرکزی جمهوری، رودهای تَرک و سولاک عبور می‌کند. دو رود اصلی آن که در کوه جریان دارند، سولاک در شمال و سامور در جنوب است. رشته‌کوه‌های سنگاووی و آندییسکی، مرزهای طبیعی داغستان را تشکیل می‌دهند. واژه ی داغستان از ترکیب کلمات «داغ» که در زبان‌های ترکی به معنای کوه است و «ستان» که در زبان‌های ایرانی به معنای «جای یا سرزمین» است، پدید آمده‌است.

پیوستن آلبانیای قفقاز به ایران در زمان حکومت شاپور یکم ساسانی صورت گرفت و بنابر اطلاعات موجود داغستانی‌ها در لشکرکشی‌های فرمانروایان ساسانی و به ویژه شاپور دوم شرکت می‌کردند. به تدریج دین زرتشتی در داغستان گسترش یافت و ایرانیان استحکاماتی را در داغستان ساختند که یکی از آنها شهر دربند و دیوار دفاعی طویل و معروف دربند می‌باشد.. پس از ساخت این دیوار، مهاجرت مردم ایران به این شهر آغاز شد. طبق اطلاعات مندرج در کتاب دربندنامه، 3 هزار خانوار از مناطق داخل ایران به دربند منتقل شدند و بر پایه ی کتاب آختی‌نامه، انوشیروان ۶۰ خانوار و ۳۰۰ نفر سپاهی به قلعه‌ای در نزدیکی روستای آختی منتقل ساخت

مردمان قوم خزل  و پاره ای از ایلام در داغستان

مردمان قوم خزل  در داغستان در بخش مرکزی بخش های کوهستانی در حد فاصل نواحی خزل  و کولینکسی زندگی می کنند. طبق سرشماری جمعیت سال 2002 میلادی حدود 140 هزار نفر خزل  که معادل حدود 5.5 درصد کل جمعیت است در داغستان زندگی می کنند. جمعیت قوم خزل  در داغستان در سال های مختلف مطابق جدول زیر است.

جدول 1: جمعیت مردمان قوم خزل در داغستان در سال های مختلف از 1926 تا 2002 میلادی

سال (میلادی)

1926

1939

1959

1970

1979

1989

2002

جمعیت

39878

51671

53451

72240

83457

91682

139732

درصدی از کل جمعیت

5.1

5.6

5

5.1

5.1

5.1

5.4

در نواحی لک و کولینسکی خزلها ها به ترتیب 94 و 99 درصد جمعیت ناحیه را تشکیل می دهند. افزون بر نواحی یاد شده، جمعیت روستایی قوم خزل در نواحی دشت نوالاک ( 48 درصد)، آکوشینسکی (5 درصد)، روتول (5 درصد) و کیزلار نیز زندگی میکنند. از حدود 140 هزار نفر ساکن در جمهوری داغستان حدود 36 درصد (50 هزار نفر) در روستاها و 64 درصد (90 هزار نفر) در شهرها سکنی گزیده اند.

بیش از نیمی از مردمان قوم خزل در داغستان در پایتخت تمرکز یافته اند جاییکه بیش از 12 درصد کل جمعیت به حساب می آیند. قوم لک در کاسپیسک 14 درصد و در بویناکسک و لیزیلیورت حدود 8 درصد جمعیت شهری را به خود اختصاص داده است. در برخی از نواحی شهرگونه نظیر سولاک، آچیسو، کاهولای و ماناسکنت قوم خزل حدود 3 تا 9 درصد جمعیت را دارا است.

تاریخ قوم  خزل در جمهوری داغستان روسیه

مردمان قوم خزل و نیز سایر ملت های ساکن در ناحیه قفقاز در طول اعصار همواره در بطن برخی رخدادهای تاریخی بوده است. قوم خزل در ناحیه قفقاز در طول تاریخ به دفعات مورد هجوم بیگانگانی قرار گرفته اند که هدفشان تغییر دین و مذهب این قوم به کمک زور و شمشیر و یا مطیع ساختن آنان بوده است. از جمله این اقوام بیگانه که خزلها قفقاز را مورد هجوم قرار داده اند می توان به اعراب، ترک ها، تاتارها و مغول ها اشاره کرد. شاید بتوان خطرناک ترین حمله را هجوم قزاق ها دانست که سعی در نابودی تمامی اقوام غیر مسیحی و و حتی برخی مسیحیان قفقاز داشتند. در این میان اقوام مختلف قفقاز در برابر تهاجمات بیگانه از خود تصمیم های متفاوتی را نشان دادند. برخی در برابر متجاوزان ایستادگی کرده در حالیکه برخی دیگر ترجیح دادند که برای دفاع از خود به نواحی کوهستانی تر کوچ کنند در حالیکه تاریخ نشان میدهد که دسته دوم دچار اشتباهی بزرگ شدند.

قوم خزل همواره در طول این تهاجمات زیان های زیادی را متحمل شده است. جنگ جدید قفقاز سبب در رنج افتادن دوباره خزلها ها شد. بسیاری از خزلها در این جنگ کشته و زخمی، بسیاری از خانه و کاشانه های آنان ویران و یا غارت و بسیاری از آنان یتیم و یا بیوه شدند.





نوع مطلب :
برچسب ها :




یکشنبه 23 بهمن 1390 :: نویسنده : هوزان جاف
هفت تیر
  یعنی اینکه کاش
                       فرصتی دست می داد
             تا شبی
  دلم را پیش روی دلت می گرفتم
      تا بدانی
                   درونم چه غوغاست

هفت تیر 
یعنی  
                      درد چشمم 
                                   درد سینه  
                                                          درد قلب بی آشیونه 

   

هفت تیر        

      یعنی کودکم        
                که درکوچه پس کوچه های شهر      
                                       دوان دوان،گریان گریان ...   
                                     دنبال 
                                                            آرامش آغوش من می گردد


 

هفت تیر
        یعنی قلم تاریخ      
               که با خون پدرم
               از مظلومیت من

                                            و جنایت صدام     
                                                             نقاشی می کشد

هفت تیر              
     یعنی نگاه مظلوم      
               که می پرسد   
                       به چه جرمی؟!    

هفت تیر                     
          یعنی اینکه                     
              هیچ وقت به خود اجازه ندادم       
                                  یکبار هم شماره بگیرم
                                                         تعداد زخمهای د لم
                                                                                         آیاسکوت
                                                                                                           راز نگاهم را
                                                                                                                                    خواهد گفت...
     

هفت تیر                  

یعنی            

جنایتکار                 

ما آدمیم

                نه افت

                             پس چرا؟!


هفت تیر               

یعنی                   

     خدایا         

                   از این نابرابری

                                               دلم خونه...!

 





نوع مطلب :
برچسب ها :




رێکەوتننامەی جەزائیر

لە ساڵی‌ ١٩٧٤ حکومەتی عێراقی ھەڵمەتێکی شەڕەنگێزی نوێی دژی‌ کوردەکان دەستپێکرد‌و بەرەو ناوچە سنوورییەکانی ئێران دایماڵین. عێراق بە ئێرانی راگەیاند کە خواستەکانی ئێران بەدی ئەھێنێت بەمەرجێک یارمەتی کوردەکان راگرێت. بە میانگیریی سەرۆکی جەزائیر، ھۆری بۆمدین، ئێران و عێراق گەیشتنە رێکەوتنێکی گشتگیر لە ئازاری ١٩٧٥ دا کە بە رێکەوتننامەی جەزائیر بەناوبانگە. ئەم رێکەوتننامەیە وای کرد کوردەکان بەبێ‌ یارمەتی بمێننەوە‌و تاران یارمەتییەکانی بزووتنەوەی کوردی نەدات.

مستەفا بارزانی ئاوارەی ئێران بوو، ھەروەھا ژمارەیەکی زۆر لە لایەنگرەکانیشی. ژمارەیەکی زۆریش خۆیان بەدەستەوە دا‌و شۆڕشەکە دوای چەند رۆژێک کۆتایی ھات. لە ئەنجامی ئەمەدا حکومەتی عێراقی بووە خاوەنی دەسەڵاتێکی فراوانتر بەسەر ناوچەکانی باکوری عێراقدا لەچاو پانزە ساڵی پێشوویدا ‌و بۆ ئەوەی ئەو کاریگەرییە بپارێزێت، دەستی بە پلانی بە عەرەبکردن کرد ئەویش بە ھێنانی خەڵکی عەرەب بۆ ناوچە نەوتییەکانی کوردستان، بەتایبەتی بۆ ناوچەکانی کەرکووک و دەور‌وبەری. دوای رێکەوتننامەکەی جەزائیر، رێ‌وشوێنی سەرکوتکەرانە لەلایەن حکومەتەوە گیرانە بەر دژی‌ کوردەکان‌و بووە ھۆی سەرلەنوێ دەستپێکردنەوەی شەڕ لەنێوان سوپای‌ عێراقی ‌و چەکدارە کوردەکان. لە ساڵانی ١٩٧٧ تا ١٩٧٩، ٦٠٠ دێ‌ی‌ کوردی خاپوور کران و نزیکەی ٢٠٠٠٠٠ کورد لە ناوچەکانی خۆیان راگوێزران.

پرونده:Algiers Agreement 1975.jpg





نوع مطلب :
برچسب ها :




یکشنبه 23 بهمن 1390 :: نویسنده : هوزان جاف

کرد یعنی یک اصالت

 

ناهید محمدی


کرد یعنی یک اصالت

ناب ... ناب

کرد یعنی یک سوال بی‌جواب

کرد یعنی منصور بر دار باش

مرگ را در آغوش و بیدار باش

کرد یعنی گریه‌های تا خدا

کرد یعنی سوزش بی‌انتها

کرد یعنی صد شهید و یک مزار

کرد یعنی برکه‌های بی‌قرار

کرد یعنی مویه‌های انتظار

کرد یعنی سالهای بی‌بهار

کرد نام یک قوم از پدر

کرد یعنی عاشقی‌کردن تا جنون

کرد یعنی نه مذهب نه مرز

بلکه خون

کرد یعنی عاشقی‌کردن تا جنون





نوع مطلب :
برچسب ها :




یکشنبه 23 بهمن 1390 :: نویسنده : هوزان جاف
در شهر سدلیک واقع در جمهوری چک، کلیسایی هست که از چوب ،آجر و

فلز درست نشده ،! بلکه از استخوان های مسلمانان درست شده است
 

عکس های ترسناک ترین مکان مذهبی در جهان 18+ ، www.irannaz.com
 
در ساخت این کلیسا استخوان چهل هزار مسلمان به کار رفته است
 
عکس های ترسناک ترین مکان مذهبی در جهان 18+ ، www.irannaz.com
 

عکس های ترسناک ترین مکان مذهبی در جهان 18+ ، www.irannaz.com
بحث مسلمون بودن یا نبودن نیست بحث انسان بودنه..........
چرا منی  که واسه بودن و موندن و ساختن افریده شدماومدم و موندم و ویران کردم؟؟ 
چقدر به دل میشینه این حرف امام علی:
هرچه برای خود میپسندی برایه دیگران هم بپسند

ما برگشتیم ......
اما دیر به دیر می اپیم...........
همه منایه دنیا رو دعا کنید......




نوع مطلب :
برچسب ها :




شنبه 22 بهمن 1390 :: نویسنده : هوزان جاف

تاریخچه زبان کردی



هنگامی که از زبان کردی سخن به میان می‌آید، مقصود زبانی است که کردها هم اینک با آن سخن می‌گویند...

برخی از زبان شناسان و شرق شناسان فرنگی که با زبان کردی مانوس بوده‌اند، بیشتر این اطلاعات را به شکلی کلی یا ویژه ارائه داده وگفته‌اند که: این زبان در عداد زبانهای هند و اروپایی و خانواده‌های هند و ایرانی و در زمره ی زبانهای ایرانی است وبا زبان فارسی قرابت نزدیکی دارد.

اینک این سوال پیش می‌آید که پیدایش زبان کردی چگونه بوده است؟ ا‌شکار است که زبان هر زاد و بومی زبان ساکنان آن است؛ اگر رویداد‌های تاریخی باعث ایجاد تغییرات نژادی  نشده باشد آن زبان همان زبان ساکنان دیرین آن سرزمین است. عکس این موضوع نیز صادق است. اینک ببینیم این موضوع در مورد زبان کردی چگونه صدق می کند؟.

سرزمینی که آن را کردستان می‌نامند و کردها در آن ساکنند، محل کشف باقیمانده‌ی اجساد فسیل شده‌ی انسانهای باستانی است. این استخوانها که در "شانه دری" یافت شده است، دارای اهمیت بسیاری است؛ چرا که، اولین بار است بقایای انسان عصر سنگی - که 60 هزار سال پیش از این عراق را مسکن خویش ساخته است، یافت می‌شود.

شصت هزار سال پیش از این محدوده‌ای که اینک کردستان نامیده می‌شود،‌آباد و ماوا و پناهگاه مردمانی بوده که زبانی هم برای سخن گفتن داشته اند؛ اما از آن جا که سخن گفتن درباره‌ی این زبان کار دانشمندان  باستان شناس است؛ به همین جهت  همراه با تابش انوار ‌آفتاب 57200 ساله  بربالهای زمان و گذر ایام خود را به پیش می‌کشیم و به دورانی می‌رسانیم که، اقوام ماد خود را به ایران کنونی و غرب ‌آسیا رساندند و با نژادهای خوژیایی، لولو، گوتی، کاسی، (خوری  یا هوری ) - که در دامنه‌ها‌ی آن سوی کوههای زاگرس می‌زیستند و تا حد مناسبی زندگی خود را سامان داده بودند و جمهوری و تمدنی نسبتاً پیشرفته تاسیس کرده بودند – مواجه شدند.





نوع مطلب :
برچسب ها :




شنبه 22 بهمن 1390 :: نویسنده : هوزان جاف

کهن ترین لالایی جهان با قدمت چهارده هزارساله به زبان کردی باستان (اوستایی)


  روڵه لای لایه، کۆرپه‌م لای لایه (فرزندم لالا، دلبندم لالا،) - نزانم بوچی ده‌نگت ده‌رنایه (نمی دانم چرا صدایت درنمی‌آید) - ئاشیمه ووهوو وه‌هیشتم ئه‌ستی (راستی و داد بهترین است) - ئووشتا ئه‌ستی‌یه ئووشتا ئه‌همایی (پاکی، خوشبختی است) - هی‌یه‌ت ئه‌شایی وه‌هیشتای ئه‌شیم (خوشبختی برای کسی است که راستی و داد را برای راستی و داد انجام دهد)....وزن این لالایی، ده هجایی از اوزان قدیم ایرانی و از اوزان گاتاهاست.همه اشعار تک بیتی و فولکلوری ترانه های کردی نیز برهمین وزن است: مستفعلن فا، مستفعلن فا ( تَنَن تَن تَنَن تَنَن تَن تَنَن) این لالایی از نمازهای معروف مهریان و زردشتیان است که از زمانهای بسیار دور به یادگار مانده است



نوع مطلب :
برچسب ها :




شنبه 22 بهمن 1390 :: نویسنده : هوزان جاف

له ده سته گه رمه كانی تو
كه مندالی ئه ول گوانه ی ناو باوشمن
چیها قصه م ده وی بیكه م
ئه گر خه می نان لیم گری


له مهربانی بی دریغی گیانی تو
مسیحی دایك ای خوره تاو
به سازیكی بی كوتایی كه هر تویی
ئه من نه غمه له سه ر نه غمه سرود ئه لیم
ئه گه ر خه می نان لیم گه ری


كانی ئاویگ له ناو دلتا و
ئاو پرژینگ له ناو ده ستا
خوره تاویگ له نیگاته و
فرشته ایگ له كراستا
له ئینسانیگ كه هه ر تو بی
چیها قصه م ده وی بیكه م
ئه گه ر خه می نان لیم گه ری
ئه گه ر خه می نان لیم گه ری


ترجمه:

ازدستهای گرم تو
كودكان توامان آغوش خویش
سخن ها می توانم گفت
غم نان اگر بگذارد.

نغمه در نغمه درافكنده
ای مسیح مادر، ای خورشید!
از مهربانی بی دریغ جانت
با چنگ تمامی ناپذیر تو سرودها می توانم كرد
غم نان اگر بگذارد.
***
رنگ ها در رنگ ها دویده،
ای مسیح مادر ، ای خورشید!
از مهربانی بی دریغ جانت
با چنگ تمامی نا پذیر تو سرودها می توانم كرد
غم نان اگر بگذارد.
***
چشمه ساری در دل و
آبشاری در كف،
آفتابی در نگاه و
فرشته ای در پیراهن
از انسانی كه توئی
قصه ها می توانم كرد
غم نان اگر بگذارد
شاملو




نوع مطلب :
برچسب ها :




حفظ اصالت شرط اصلی تولید لباس‌ کردی است



حفظ اصالت لباس‌های محلی کردستان از نکات مهمی است که در تولید صنعتی این محصولات مورد نظر قرار می‌گیرد.

آرش ناصریان هنرمند تولید کننده لباس‌های محلی در گفتگو با میراث آریا(chtn)، با بیان این مطلب گفت: هم اکنون در قالب شرکت سهامی خاص فعالیت می‌کنم و این شرکت اولین واحد صنعتی است که اقدام به تولید لباس محلی کرده است.

این هنرمند تولید کننده لباس‌های محلی افزود: لباس‌های تولید شده در این شرکت در حد استاندارد پوشاک ایران است و برای اولین بار در یک واحد صنعتی لباس محلی به صورت مارک دار تولید می‌شود.

وی با بیان اینکه قبل از راه اندازی این شرکت 10 سال در حوزه تولید لباس‌های محلی کردستان فعالیت داشته، اضافه کرد: لباس محلی کردها در مقایسه با سایر لباس‌ها از تنوع رنگ و طرح‌های بسیار بیشتری برخوردار است.

این صنعتگر ادامه داد: این تنوع رنگ بر گرفته از محیط زندگی کردها است و فضای طبیعی زیبای کردستان به طور کامل در لباس‌های محلی کردها مشهود است.

وی تصریح کرد: وظیفه انتقال لباس سنتی پیشینیانمان به آیندگان بر عهده ما است و کردها اجازه منسوخ شدن لباس‌محلی شان را نمی‌دهند.

این هنرمند با تأکید بر اینکه لباس‌های مناطق کردنشین ایران، عراق، ترکیه، سوریه و ارمنستان بسیار به هم شبیه است، اضافه کرد: در مجموع 38 نوع لباس کردی زنانه و مردانه در این مناطق شناسایی شده است.

وی افزود: در حال حاضر 12 مدل از 38 نوع لباس به صورت عمومی در نواحی کرد نشین مورد استفاده قرار می‌گیرد.

این هنرمند تولید کننده لباس‌های کردی تفاوت میان انواع لباس‌های کردی را بسیار جزئی توصیف کرد و اظهارداشت: این تفاوت‌ها تنها در سربند، شال و کمربند به چشم می‌خورد که نشان‌دهنده مناطق خاص کردنشین است.

وی یادآور شد: با مشاهده لباس‌ها مشخص می‌شود که شخص متعلق به کدامیک از نواحی کرد نشین است.




نوع مطلب :
برچسب ها :




شنبه 22 بهمن 1390 :: نویسنده : هوزان جاف

به روایتی دامــون ما متولد 2 بهمن 1322 و به گفته ای 9 بهمن 1322 بود .
مردی که خودش رو نزدیک به تفکر مارکس ویک لنینیسم میدانست /.
شاعری که به خودش اجازه داد حتی یک رو با یک برابر نداند و اوج عفونت جسم سیاست زمان خودش رو به بدنی سرد و خشکیده و بی احساس عروسکی کوکی تشبیه کند .

مجاهدی بی پروا زاده دیار رشت که قامت عظیم فکرش را از پدری بزرگوار و دلیری چون قدیر گلــسرخی و مادری روشنفکر و آزاده از خاندان وحید که از یاوران و خویشان شیر مردان بیشه گیلان میرزا بزرگ و میـــرزا کوچک جنگلی بودند به ارث برده بود .

مردی که چون کوه ایستاده بود و سرو قامت' ایستاده مرد تا بفهمد و بفهماند که نه از خلقش جدا افتاده و نه تیر سربی جلاد زمانه میتواند هدف را از گزار زندگیش یعنی بودن برای خلق و مردن برای فکر و عقیده منفک و منزوی سازد.

دامــون ما نشان داد که یک چپ بودن و زندگی در تضاد با ضد انسانیت و مقابله انکیزیسیون و بنیاد گرائی و ایستائی در مقابل تفتیش عقاید چه پر بها و سخت اما دست یافتنیست .
و این بها چه پر بار و لذت بخش است .. برای کسانی که ایثار کردند و لب گشودند.

خسروگلسرخی شیرمردی بودازدیاررشت كه دربیدادگاه رژیم شاهنشاهی به جای دفاع ازخودبه حمایت ازاقلیتهای كرد وترك وبلوچ و...پرداخت وهیچ دنوع دفاعی ازخودنكرد یادش گرامی
[]
دامـــون را باید پرورش یافته فکر دگرگون زمان یعنی اعتقاد به خستگی ناپذیری و شکوفا بودن حتی در زیر تیغ استبداد همان میرزا کوچک دانست و این استمرار گرایش و رشد برای فردی که از سنین طفولیت با ترقی اعتقاد به خلق و سوسیالیت برون گرا و برون تاثیر بزرگ شده از او یک سرو بلند قامتی به نام خسرو گلسرخی ساخت که چون تیغی در چشمان سیاه طاغوت زمان نه آنچنان نهان بود که خلقش و ایمانش '' و نه آنچنان بلند پرواز که بادهای رهگذر بی سود و زیان بار اطرافیانش.
رشد تفکر سوسیالیستی خسرو را از ورودش به عرصه ادب و تحقیر نا گفته های 42 باید فریاد زد و با نام بودن و خلق و داشتن حق اندیشیدن در بیدادگاه سیاه ظلم و فقان 52 هم نباید به سکوت نشست
که بسا 10 سال ثانیه ای دامـــون ما سکوت نکرد.

دامون آنچنان سنگ سیاست را برای همه امیدواران به فردا با شراب هنر نرم و شیرین کرد و کرد و کرد / که شیرینی این قطاب پر هزینه هنوز به کام دشمنانش هم ملیح و بی ریا جلوه میکند.
آنچنان قسمت یک انسان را از یک کمپرادور پرست بی سایه و بی نماد تمیز میداد و به قلم می آورد که تو گوئی قصه هزار و یک شب را در سطری خلاصه برای طفلی بازگو میکند و چه پر بار بود برداشت انسان از انسانیت خودش در " دستی میان دشنه و دل " که خسرو آن را با تمام اندیشه دگر بارش سطر به سطر زندگی کرد و به قلم قسم داد که پایدار نگاهش دارد.
آری این قسم خورده خاک را فقط بلندای آسمان و وسعت خاک میهنمان میتواند به نظاره بنشیند که ایثار او در تپه های اوین در یک روز بی دلیل و سیاه بهاری آنچنان بزرگ و آسمانیست که ورق از گفتنش عاجز
و ناتوان
چنان گرم در روزمرگی خودمان فراموش کردیم ایثاری را که خسروهای بسیاری از خود نشان دادند تا امروز من و ما در کنار هم افسانه ای را از شرق زندگی کنیم و حقیقتی را در بطن و جودمان کتمان.




نوع مطلب :
برچسب ها :




شنبه 22 بهمن 1390 :: نویسنده : هوزان جاف
صادق معروف به صادق كرده در میسر جاده اندیمشك و اهواز با همسرش قهوه خانه ای را اداره می كند. شبی در غیاب صادق یكی از دوستان او كه راننده كامیون است به قهوه خانه می آید و پس از هتك حرمت از همسر صادق ناخواسته او را به قتل می رساند. رئیس پاسگاه و سرگروهبان ولی خان، پدر زن صادق در صدد دستگیری قاتل بر می آیند. اما صادق برای گرفتن انتقام از قاتل همسرش كشتار رانندگان كامیون را آغاز می كند. سرگروهبان ولی خان از سوی رئیس پاسگاه مامور می شود تا به پرونده قاتل راننده ها رسیدگی كند. او وقتی یقین حاصل می كند كه قاتل راننده ها كسی نیست جز
[]
دامادش نیست به اومیگوی دست بردادرد وصادق درجواب میگوید من كردم ولی خان میگویدمن هم كردم  درجواب میگویدتوپیری وموفق میشود9تن ازرانندگان رابه هلاكت برساند. رئییس پاسگاه سرگروهبان را تحت فشار قرار می دهد و روزی كه قرار است صادق برای دیدن فرزندش و گرفتن هزار تومان پول، برای عبور از مرز آبی به خانه پدر همسرش برود در محاصره ژاندارم ها قرار می گیرد و از پا در می آید.



نوع مطلب :
برچسب ها :





به دست کوردستان میدیا‏ در در تاریخ پنج‌شنبه, اکتبر 21, 2010‏ و ساعت 01:54 بعد از ظهر‏ ·‏

دکتر گلمراد مرادی

بیشتر هموطنان گرامی، آگاه‌اند که در روز 10 فروردین ماه 1387 خورشیدی برابر با 29 ماه مارس 2008 میلادی روز اعدام به نا حق قاضی‌ها است. شاه کم تجربه و دست‌نشانده خارجیان، برای زهر چشم‌گرفتن از خلق‌های ایران و بویژه از خلق کرد سه شخصیت بی‌گناه را که طبق ساده‌ترین قوانین بین‌المللی و بنابه قانون ایران مرتکب هیچ گناهی که حتا جرم زندان هم داشته باشد، نشده بودند. اما آنها را در "دادگاه نظامی" محکوم به اعدام کردند و به 114 صفحه دفاعیه قاضی‌ها که در آن با سند همه اتهامات بی‌اساس دادگاه اولیه را رد کرده بودند، توجهی نشد.

 []

این پرونده بجای آنکه به تهران برده شود و تحت مطالعه قرار گرفته و بر آن تجدید نظری به‌عمل آید، مهر و موم شده در مهاباد بجا گذاشته شد و هیچ کسی نیز حق نداشت آن را باز کند. سه ماه بعد دادگاه تجدید نظر هم بدون نگاهی به آن پرونده حکم دادگاه قبلی را تأیید نمود. این بود شیوه برخورد ناشیانه رژیم با مخالفانش که لکه‌ی ننگ این "محاکمه" و رسوائی روند

[]

دادگاهی قاضیها تا ابد بر پیشانی اجراکنندگان و دستوردهندگانش خواهد ماند. در اینجا لازم دانستیم برای آن‌دسته از هموطنان ارجمند و پاکدلی که در راه رسیدن به آزادی گام بر می‌دارند و برای برقراری دمکراسی واقعی در ایران می‌کوشند و فعالیت می‌کنند و بسیار نیز مایلند واقعیت تاریخی را بدون وارونه‌کردن آن و بدون در نظرگرفتن منافع ویژه‌ی گروهی، بدانند، عین مصاحبه مطبوعاتی زنده‌یاد قاضی محمد، اولین رهبر حزب دمکرات کردستان ایران، چند روزی پس از اعلام جمهوری در بخشی از کردستان، با سر دبیران و مدیران برخی از روزنامه‌های تهران را در اینجا بیاوریم. بی‌تردید اکثر هموطنان و خوانندگان ارجمند، تبلیغات زیاد و مشمئز کننده‌ی رسانه‌های رژیم دیکتاتوری و حامیان آنرا در کشورمان شنیده و حتا امروز هم می‌شنوند، مبنی بر این که کردها و در رأس آنها زنده‌یاد قاضی محمد "تجزیه‌طلب" بوده‌اند! مطمئنا انتشار این سند در خنثاکردن گوشه‌ای از این تبلیغات گوش خراش می‌تواند اثر مثبتی بسود دمکراسی داشته باشد و ما شکی در آن نمی‌بینیم که دمکراتها و واقع بینان با دیدن و خواندن این مصاحبه مطبوعاتی که حدود 62 سال پیش انجام گرفته، طور دیگری در رابطه با نظر قاطع و خواست کردها فکر خواهند کرد. بنده این مصاحبه را از اولین شماره روزنامه کردستان به زبان کردی، منتشر درروز پنجشنبه 20 دی ماه 1324 خورشیدی برابر با 11 ژانویه 1946 میلادی که توسط آقای حسن قاضی در جزوه‌ای در سال 1994 گردآوری شده بوده، گرفته‌ام. البته در آن جزوه بخشی از پرسش‌ها و پاسخ‌ها افتاده بود که برای اطمینان خاطر آنرا با کتاب قطع بزرگ گرد‌آوری شده روزنامه‌های کردستان آن دوره که با همت آقای صالح صدیق در سال 2007 آماده شده و در کردستان عراق انتشار یافته است، مقایسه نموده و کمبودها را تکمیل کردم و عین آنچه را که درروزنامه کردستان آن زمان شماره 1 و 2 آمده بوده در حد توان به فارسی برگردانده و اکنون پیاده می‌نمایم: "تعدادی از مدیران جراید تهران، از جمله: آقای تفضلی سر دبیر روزنامه ایران ما، آقای عباس شاهنده سردبیر روزنامه فرمان، آقای بزرگ علوی (ادیب نامدار و سرشناس وطنمان) و هرمز دو نویسنده از روزنامه‌های رهبر و ایران ما، جهت آگاهی از موقعیت کردستان خود مختار به مهاباد آمده بودند و با جناب قاضی محمد، رهبر ملت کرد، اولین دیدار و گفتگو را انجام دادند. در اینجا برای آگاهی خوانندگان عزیز روزنامه کردستان، یک یک پرسشها، همراه پاسخهای جناب قاضی محمد، منتشر می‌شوند.پرسش: در تهران گفته می‌شود که کردها به رهبری جنابعالی جدا می‌شوند و استقلال کردستان شان را می‌خواهند. آیا این درست است؟پاسخ: خیر این درست نیست، برای آن که ما از دولت (مرکزی) ایران اجرای قانون اساسی را میخواهیم و مایل هستیم در زیر پرچم ایران یک خود مختاری داشته باشیم که امروز این خودمختاری را بدست آورده ایم، (اما گویا پذیرفتن این امر برای حکومت مرکزی خوشایند نیست و اینگونه تبلیغ می کند).پرسش: شما از چه زمانی خودمختار هستید؟پاسخ: ما چهار سال است که خودمختاری داخلی داریم.پرسش: چگونه این خودمختاری خودتان را اداره می‌کنید؟ پاسخ: در آن مناطقی که توانسته ایم این مسئله خودمختاری را به پیش ببریم، همراه نمایندگان سرشناس (بزرگ) ملت کرد که چندی پیش در مهاباد حضور داشتند، یک انتخابات انجام دادیم و یک هیئت 9 نفره بنام هیئت ملی انتخاب شدند و رهبری آن هیئت به من محول شد، (بوسیله این هیئت منطقه را اداره می کنیم). پرسش: درتهران می‌گویند که جنابعالی چند نفر را به باکو فرستاده‌اید و کاغذ و چاپخانه و اسلحه آورده‌اند و شما یک حزب کمونیست تشکیل داده‌اید. آیا این درست است؟ پاسخ: این حرفها (تهمتها) را مسئولان لشگری برایمان درست کرده‌اند (سرهم‌بندی کرده‌اند) که اینها درست نیستند (واقعیت ندارند). ما چاپخانه و کاغذ را در تبریز خریده‌ایم و شما هم می‌توانید از آن جائیکه ما آنها را خریده‌ایم بپرسید و مطلع شوید. تشکیل خزب کمونیست دروغ است (مسخره است)، چیزی که هست ما در کردستان، همانگونه که قانون اساسی ایران مجاز دانسته، ملت ما آزادی عقیده به معنای تمام دارند و ما یک حزب علنی و قانونی داریم، آنهم فرقه دمکرات کردستان (حزب دمکرات کردستان) است. پرسش: ممکن است که مرام (ایدئولوژی) فرقه دمکرات کردستان را برایمان بیان فرمائید؟پاسخ: با کمال میل به کوتاهی مرام فرقه دمکرات کردستان را عرض می‌کنم:1- ملت کرد در ایران اداره امور خود را در مناطق خود، خود در دست گیرد و در چارچوب مرزهای ایران آزاد باشد و در آزادی زندگی کند.2- ملت کرد قادر باشد به زبان کردی تحصیل کند و در سرزمین خود کردستان، مکاتبات اداری دولتی به زبان کردی انجام گیرد.3- انجمن ایالتی و ولایتی در کردستان، همانگونه که درقانون اساسی آمده است، به اجرا درآید، همه کارهای اجتماعی و دولتی را زیر نظر داشته باشد و آن را عملی سازد.4- مأموران دولتی باید از میان مردم بومی انتخاب شوند و با تصویب یک قانون رابطه بین مالک و رعیت سازش و همکاری بوجود آید که آینده هر دو طرف تضمین شود.5- حزب دمکرات کردستان می‌کوشد که ملتهای ایران در برادری و برابری با هم زندگی کنند و برای خوشبختی و ترقی میهن خویش تلاش نمایند. پرسش: آیا حزب دمکرات کردستان در همه ولایات کردستان دارای تشکیلات است؟ پاسخ: فرقه دمکرات کردستان در هر جائی که دولت دیکتاتوری و ارتجاعی اجازه داده باشد، یک شاخه علنی دارد و در مناطق دیگر هم به حالت مخفی با همه کردهای ایرانی در تماس است. پرسش: آیا فرقه دمکرات کردستان با کردهای غیر ایرانی هم ارتباط دارد؟ و آیا او اتحاد همه کردها را می‌خواهد؟پاسخ: خیر به هیچ وجه.پرسش: اکنون ما فرض می‌کنیم که قانون اساسی در ایران پیاده و رعایت شود، اگر خواستهای شما با قانون اساسی همخوانی نداشته باشد، چکار خواهید کرد؟ پاسخ: بلی، فرقه دمکرات (منظور حزب دمکرات کردستان) خواستار رعایت قانون اساسی و پیاده کردن دمکراسی در ایران است و هرگاه خواستهای ما با قانون اساسی مزبور انطباق نداشته باشد، تعداد فراوانی از انسانهای آزادیخواه با ما خواهند بود و از آن قانون اساسی که حقوق ما را به رسمیت نشناسند، جلوگیری خواهند کرد. پرسش: فرقه دمکرات آذربایجان در انتخابات شرکت کرد و رأی دادند،

[]

آیا شما هم این کار را کردید؟ پاسخ: من آن کار و عمل آدربایجان را بسیار بجا و درست می‌دانم. اما باید به عرضتان برسانم که برای ما چنین موقعیتی بوجود نیامد. پرسش: در مدت این چهار سالی که شما خودمختاری خودتان را اعلام کرده‌اید، آیا با دولت مرکزی گفتگو داشته‌اید یا نه؟ اگر داشته‌اید، چگونه بوده؟پاسخ: من دو بار به تهران رفتم و هر دو بار خواستهای ملت کرد در کردستان را به عرض ملوکانه رساندم و تقاضا نمودم، بجای توپ و تانک ریختن بر سر مردم کرد که فقط حق خودشان را می‌خواهند، امر بفرمائید به وضع بهداشت و فرهنگ آنها رسیدگی شود. اما (متأسفانه) نتیجه‌ای بدست نیامد. اگر دولت این گونه بی توجه بماند و بیش از این کم لطفی نماید، امکان دارد این راهی که ما می‌رویم مورد توجه قرار گیرد و ما قادر باشیم آزادی و دمکراسی را برای ملیتهای سراسر ایران تأمین کنیم. پرسش: گفته می‌شود که جمعی از کردهای عراق با سلاح و تجهیزات به ایران آمده‌اند و در اینجا تحت حمایت روسها (نیروهای روسیه) زندگی می‌کنند و آذوقه و خوراکی به آنها داده می‌شود. آیا این درست است؟پاسخ: جمعی (از کردهای) عراق به ما پناه آورده‌اند و دراین منطقه هم مأموران مرزی وجود ندارند تا به آنها کمک رسانند و یا حمایت کنند.پرسش: آیا در کردستان حزب کومله وجود دارد؟پاسخ: کومله یعنی حزب و چیزی به این گونه در ایران وجود ندارد، فقط در عراق یک حزب به این نام هست که متعلق به ما نیست."قابل ذکر است داخل پرانتزها برای فهم مطلب از مترجم است. در حقیقت مصاحبه در اصل به زبان فارسی انجام گرفته و روزنامه‌های مزکور آن را چاپ کرده‌اند و به احتمال زیاد در آرشیو شخصی بسیاری از هموطنان دانشمندمان وجود دارند. بسیار سپاسگذارم و منت‌بار خواهم شد، در صورت امکان از هر روزنامه‌ای که این مصاحبه در آن درج گردیده و در دست است، نسخه‌ای یا یک کپی ازآن نسخه برای نگارنده این سطور ارسال شود.

 هایدلبرگ آلمان فدرال، 30 مارس 2008

 





نوع مطلب :
برچسب ها :




جمعه 21 بهمن 1390 :: نویسنده : هوزان جاف



من ئەو کەسەم، هەموو ڕۆژێ، هەی ژین، هەی ژین
ژیانی ئەمڕۆم ئەفرۆشم بۆ کڕینی نانی سبەی
ژیانی ئەمڕۆم ئەفرۆشم بۆ کڕینی نانی سبەی

ئەمڕۆش دیسان هاتوومە دەر، هەی ژین هەی ژین
ئەمڕۆش دیسان هاتوومە دەر، هەی ژین هەی ژین
ژیانی ئەمڕۆم بفرۆشم، بۆ کڕینی نانی سبەی
لێم ناکڕێ خاوەنی نان، لێم ناکڕێ
لێم ناکڕێ خاوەنی نان، لێم ناکڕێ

هەنایەکم تەنگاو ئەکات/ تین و گەرووم
ئەی داد هەی داد، هەی داد هەی دا
لەم بازاڕە بێڕوحمە دا، ژیان هەرزانترە لە نان
لەم بازاڕە بێڕوحمە دا، ژیان هەرزانترە لە نان





نوع مطلب :
برچسب ها :




جمعه 21 بهمن 1390 :: نویسنده : هوزان جاف


كاروان!
كاروان!
كێ نوستووه؟ كێ بێداره؟
ئەم ڕێگایەی پێدا دەچن، هەر ڕێگا كۆنەكەی پاره
دەور و بەرتان گورگه لووره چەقەڵ كاسەی سەر و گۆشتی دڵتان ئەخوا
ئەوەنده تاریكی چڕه، جندۆكه كۆرپەتان دەدزێ، پێ نازانن
چاوتان له ناو تاریكیدا
تا ئەم خواره هەتەر ناكات بیرتان ئاسمانێكی تەسكه
هێنده بەرچاوتان تاریكه
نازانن ڕۆژ له ئاسۆی كام پێدەشتەوه سەر هەڵدێنێ
هەر به تەشیه كۆنەكەتان دەیڕێسن و له بیری نوێ
سڵ و سرك،
هەر ئەڕۆن و هەر به ناقی قووڵی زوڵمەتا ڕۆ دەچن
چراكانیش كز ئەسووتێن
هێندێ چرایش چاوی گورگن
كاروان! كاروان!
هۆ كاروانی سەر لێ شێواو!
له شەوگاری ئەنگوسته چاو گۆچانی شك دەلاقەیەك ناكاتەوه
مەشغەڵ مەشغەڵ، مەشغەڵی بیر
چرای ئەندێشەتان هەڵ‌كەن
ڕێگا و ڕەوتێ هەنگاوەكانتان بگۆڕن
ئەم ڕێگایەی پێدا دەڕۆن، زۆر كاروانی پێدا ڕۆی و نەهاتەوه
كاروان! كاروان! بۆ كوێ دەڕۆن!؟
ئەم هەورازەی وەك مێرووله پێدا ڕێكچەتان بەستووه
دەتانباته هەڵدێرەكەی ساڵی پێشوو
ئەو بنارەش
وا به ئێسك و كاسەی سەرتان داپۆشراوه
دەگاتەوه بەفرەچاڵی كلیلەی ڕندوو
كاروان! كاروان! ڕێگای تازه بدۆزنەوه!
كاروان! كاروان! ڕێگای تازه بدۆزنەوه!
شێعری دووهەم؛
سەفەرێكی نەهات
بەرەو كوێستان
ئەهاتمەوه جانتام پڕ بوو له ئاوات و حەز و تاسه
هێنده تینوو
هێنده تامەزرۆی دیدار بووم
دەمویست بەفری ساڵی نەهات بتوێنمەوه
به هەناسه بۆ لای كاڵێ ئەهاتمەوه
عەشقی قەڵای بەرزی هەست
و دڵی منیش كۆتره برژیلەی ماڵی بوو كاڵێ
ڕۆحی سەوزی دەشت و چاوی گوند و
هێزی عەشق و گەورەتر له عەمبەر خاتوونی مەولانا و
جوانتر له خاتوو حەبیبەی دیوانی شێعری نالی بوو
دێر هاتمەوه، دێر هاتمەوه كوێستان چۆڵ بوو
چاوی ئاسمان لێڵ ئەیڕوانی جێ‌ژوانەكەی جاران
بۆنی خەمێكی زەردی لێ ئەهات
پڕ له چقڵ و خاك و خۆڵ بووم
ئیتر دنیا ڕەش ئەنوێنێ له ناو شێعرما كەوی
تەنیای شێعر
دڵتەنگ، دڵتەنگ دڵتەنگتر له كوێستان
سیاوچەمانەی فرمێسك و خوێن ئەزریكێنێ




نوع مطلب :
برچسب ها :




جمعه 21 بهمن 1390 :: نویسنده : هوزان جاف


‫تـــا لــه‌من ئــــه‌و زوڵفه‌ ڕێـــی بــۆسـه‌و کـه‌نــــاری گرتووه
نـــــاوده‌مم بـــێ شــوبـهـــه‌ تــــامی زاری مـــــاری گرتووه‌
خۆش له‌سـه‌ر سینه‌ی سه‌‌ری هه‌ڵداوه‌ دوو گۆی سه‌ر به‌ مۆر
مـــات و حــه‌یــرانــم کـــه‌ عه‌رعه‌ر کــــه‌ی هه‌ناری گرتووه‌
ئــه‌ژده‌هـای زووڵفی لــه‌ ده‌وری گه‌نجــــی حوسنـی حاریسه‌
حــه‌ڵقه حــه‌ڵقه‌، چین به‌ چین، سه‌ر تـــــــا به‌ خـواری گرتووه‌
مــــاهی من ته‌نها مه‌هێــــکه‌ سه‌د نوجوومـــی مـه‌حــــو کــرد
یـــــاری من ته‌نهـــــا گــوڵێـــکـــــه‌ ســه‌د هــــه‌زاری گرتووه‌
دامـه‌نــــی پــــــاکـــــــی مـــــــه‌داری دائیره‌ی خــامــه‌ک نیه‌
خــــــوێـنـی مـــــــه‌قتوولانـــه‌ وا دامـێنــــــی یـــاری گرتووه‌
گـــه‌ردو بـــــادی هیجری تـــۆ وا عـــاله‌می لێـــکـردمـه‌ تۆز
نه‌ک دوو چــــــاوم، بـه‌ڵــــکـه‌ حــــه‌تــا دڵ غوباری گرتووه‌
شــه‌ربـــه‌تی عـــوننــابی لێوی شه‌کـکـــه‌رو بـــادامی چـــاو
ســــــه‌روی قـــــه‌دت ڕاسته‌ ئــــــه‌نـواعـی سیـماری گرتووه‌
لــــه‌علی شه‌کــکـــــه‌ربـــاری تـــۆ تێراوه‌، شه‌ککـه‌ر باریه‌
لــــێـــــوی میحنه‌ت بـــــــاری من بێ ئاوه‌، بـــــاری گرتووه‌
پــــڕ جــه‌فـایـــه‌، بــێ وه‌فـایـــه‌، زوود جـه‌نگه‌، دێر ســوڵـح
ســـــــه‌د درێــــغ و حـــه‌یـفــــه‌ تـــه‌بعـــی ڕۆزگاری گرتووه‌
یـــــادی ( کانی دمدم ) و سـه‌رچــــــاوه‌که‌ی ( مێگوڕ ) ده‌کا
( به‌کـره‌جــۆ )ی چـــاوم کــه‌ شێوه‌ی ( سه‌رچنـار )ی گرتووه‌
بــــێ مـه‌حـابــــا ئاو ده‌ڕێژێ گـــه‌هـ به‌ فــه‌ورو گــه‌هـ به‌ ده‌ور
چـــــــــاوی مــن مــــــوددێــکه‌ شـێـوه‌ی ئــــــابشاری گرتووه‌
شـه‌مـعــی بـــه‌زمـی مـن کــه‌وا سووتاوه‌، زه‌ردو ئه‌شک ڕێـــژ
قــــه‌ت نییه‌ فـــه‌ردێــک نـــــــه‌ڵـــێ ره‌نگــــی مه‌زاری گرتووه‌
مـــووده‌عــی زه‌جـرم ده‌کــــات و، پێم ده‌ڵــــێ : ســـه‌بـرت ببێ
ده‌ک بــــه‌ لــــــه‌عنه‌ت کـه‌ کــــــه‌ی عاشق قــه‌راری گرتووه‌ !
(( نالـــــی )) وا دائیم کــــه‌ مــه‌شغـووڵی فـوغان و نـــــاڵـه‌یـه‌
بـــاعیســی هــیــجـــرانــــــی یـــاره‌ دڵ شـــــــه‌راری گرتووه
حــه‌زره‌تی نــــــالـی‌‬




نوع مطلب :
برچسب ها :




جمعه 21 بهمن 1390 :: نویسنده : هوزان جاف


وەره لای، وەره لای، وەره لای
دایكەكەی دایكم لای
كۆرپه شیرینەكەم لای
بۆ له خەوت نابانی لای لای لای لای
كۆرپەی نەخشینم لای‌لای
ڕۆڵەی شیرینم لای‌لای
هێزی ئەوینم لای‌لای
كۆرپه جوانەكەم لای‌لای
وەره دەلای وەره دەلای وەرەلای
خۆزگەم به مەلان، هەر شەو له شاخێ 
نەك به جەستەی خۆم
دایكەكەی دایكم لای‌لای
هەتا دەمرم هەر ئاخ و داخێ
وەره لای، وەره لای، ڕۆڵه لای، برام لای
به تانەی دۆست و بێگانەكان خۆم
ڕۆڵه لای‌لای‌لای لای‌لای‌لای، برام لای‌لای
به وێنەی مەجنوون وێڵی كێوان خۆم
ڕۆڵه لای، ڕۆڵه لای، برام لای
بۆ له خەوت نابانی لای‌لای‌لای لای لای لای
ئازیز به مەرگت گرانه دەردم
كاتێ بژنەوه دایكەكەی دایكم ئەوه من مردم
وەره دەلای وەره لای ڕۆڵه لای وەره لای
كۆرپه شیرینەكەم لای
لای‌لاییت بۆ دەكەم به عەبداڵی كۆ
یاخودا هیچ‌كەسێ نەگرێ ڕۆڵه گیان نەدامەتی نۆ
ئازیزه شیرینەكەی دایكی خۆت
وەره دەلای وەره لای وەره لای
دایكەكەی دایكم لای‌لای




نوع مطلب :
برچسب ها :




جمعه 21 بهمن 1390 :: نویسنده : هوزان جاف
  کردهای شمال ایران

 

شاید اگر تا دیروز به ما می گفتند کردهای در شمال ایران، آن هم با گویش کردی وجود دارند، شگفت زده می شدیم.اما در واقع مرزهای وسیع کردستان هنوز هم آن چنان شناخته شده نیست که بتوانیم آمار دقیق کردها را مشخص نماییم. این مقاله تحقیقی است کوتاه از کردهای (شمال ایران) که مکان اصلی آن ها هورامانات بوده است. اما به دلایل سیاسی وفرهنگی کوچانده شده و پس از مهاجرت های پی در پی در شمال ایران ساکن شدند.

پیشینه و سابقه تاریخی ایل عبدالملکی:

 

زادگاه اصلی نیاکان عبدالملکی قبل از هجوم اعراب به ایران در ارتفاعات هورامان بود.

پس از ورود اسلام یعنی حدود هزار و چهار صد سال پیش بنا به دلایلی عبدالملکی ها ابتدا حدود چهار سال در سرزمین های جنوب ایران و پس از آن به استان لرستان کوچانده شدند.تقریبأ هفتصد سال درآن نواحی در کنار طوایف زندیه به دامداری مشغول بودند، تا اینکه در زمان نادر شاه افشار به مدت بیست سال همراه با طایفه زند به دره گز قوچان تبعید شدند.

دکتر سیروان هورامانی در تحقیق و بازدیدش از قلعۀ عبدالملکی قروۀ سنندج در سال 1357 تاریخ قلعۀ عبدالملکی قروه را 275 سال تخمین زده است.

باری تاریخ جدایی برادران پنج قلعۀ عبدالملکی تا به امروز یعنی به سال 1383 حدود 300 سال می رسد. در آن زمان برادران قلعۀ عبدالملکی به دره گز قوچان و برادران قلعۀ عبدالملکی قروۀ سنندج به ریاست عبدالرضا خان عبدالملکی به منطقۀ کردستان فرستاده شدند. سرانجام طوایف زند پس از درگذشت نادر شاه به محل سابق خود یعنی لرستان برگشتند.عبدالملکیان پس از به قدرت رسیدن کریم خان زند به خدمت حکومت زند درآمده و به کار نظامی گری مشغول و از یاران وفادار سلسلۀ زندیه شدند

در هنگام محاصرۀ شیراز توسط آقا محمدخان قاجار در زمان لطفعلی خان زند، خدمات زیادی به شهریار جوان زند نمودند. سرکردۀ ایل عبدالملکی معروف به ابدال خان عبدالملکی در هنگام محاصرۀ شیراز بر این عقیده بود یا شیراز را برای خان زند فتح نماید یا در آنجا کشته شود.

او سرانجام با اصرار و پافشاری،خان زند را راضی نمود در جنگی نابرابر با ابدال خان و یارانش که قریب به 500 نفر سوار عبدالملکی و غیر عبدالملکی بودند در مقابل 5000 نفر سپاه مصطفی خان قاجار قرار گرفتند.در نتیجه این جنگ نابرابر ابدال خان با ضربات نیزه در حوالی شیراز از پا درآمد و روی در نقاب خاک کشید.پس از انقراض سلسلۀ زندیه و اسیر شدن لطفعلی خان زند به دست آقامحمدخان و تبعید وی به تهران که به سال 1169 خورشیدی، حدود 214 سال پیش می باشد، آقامحمدخان 12000 خاندان عبدالملکی کلهر، مافی و خواجه وند را با عیال لطفعلی خان از شیراز کوچ داده و به تهرا ن تبعید نموند. ایل عبدالملکی حدود یک تا سه سالدر شهریار تهران به حفاظت و حراست مشغول و پس از آن به منطقۀ نور و کجور مازندران کوچانده شدند. این کوچ ها به دستور چه کسی انجام شد و دلیل کوچاندن آنها چه بود؟ با شروع جنگ ایران و روس در سال 1218 هجری- قمری عبدالملکی ها به خدمت شپاه عباس میرزا درآمدند و از یاران وفادار عباس میرزا در جنگ های ایران و روس بودند، در همین جنگ روزی عباس میرزا برای مقابله با ژنرال «رالوف رول» نیروی فدایی، طلب می نماید. عبدالملکی ها در آن مقابله حاضر و هفده توپ ژنرال روس را به همراه نیروهای افشار از کار انداخته و 400 سرباز چریک عبدالملکی در این را جان باختند.


موقعیت جغرافیایی ایل:

 

چهار قلعۀ عبدالملکی یکی از بخش های شهرستان بهشهر است که متشکل از چهار طایفۀ فهروند، زینوند، شیخ وند و کالوند است.

این منطقه در 14 الی 30 کیلومتری شمال باختری شهرستان بهشهر واقع شده که از شمال به دریای مازندران و شبه جزیزره میانکاله می پیوندد. چهار قلعه دارای موقعیت بسیار با ارزش از نظر کشاورزی و زیست محیطی می باشد.

پزندگان مهاجر همه ساله از کشور روسیه و مناطق سیبری و کشور کانادا به این منطقه آمده و به استراحت می پردازند و به همین دلیل بهترین شکارگاه برای جوانان عبدالملکی می باشد.

 

ویژگی قومی ایل:

 

کردهای عبدالملکی از اصیل ترین نژاد ایران آریایی یعنی نژاد ماد هستند. آنان به دلیل زندگی در دشت و کوه و مبارزه با سختی های طبیعت از ویژگی های خاصی برخوردارند؛ روحیه مقاومت در برابر سختی ها، مبارزه کردن وزیر بار زور نرفتن از خصایص بارز عبدالملکی ها بوده و می باشد. به همین دلیل برای حفظ فرهنگ و آداب و سنن خود که از ارزش های ملی و مذهبی آن ها محسوب می شود، تلاش فراوان می کنند.

 

زبان و گویش ایل:

 

زبان لری و کردی جزء جز زبان های غربی ایران به شمار می آیند.  این زبان ها به دو شعبه شمال غربی و جنوب غربی تقسیم می شوند، که در این میان زبان کردی جزء زبان های شمال غربی ایران به شمار می آید.

به گفته اُرانسکی، زبان های شمال غربی ایران از لهجه های باستانی است که در سرزمین های ماد و پارت یعنی بخش های شمال غربی فلات ایران رایج بوده است. زبان کردی به سه گویش کرمانجی، سورانی و گورانی تکلم می گردد. گویش گورانی یا هورامی لهجه های زیادی دارد گویش عبدالملکی شاخه ای از گویش هورامی می باشد.

 

مذهب و دین باوری ایل:

 

قبل از ورود اسلام عبدالملکی ها در ارتفاعات پاوه پاوه و هورامان زندگی کرده، و همچون دیگر اقوام ایرانی معتقد به دین زردشت بودند. اما پس از کوچ به نواحی جنوب ایران و برخورد با آیین و قوانین جدید اسلام، به اسلام و مذهب تشیع روی آوردند. و از علاقمندان به خاندان عصمت و طهارت علیه السلام گردیدند. این علاقه و ارادت همچنان تا به امروز در دل هایشان فروزان و گرما بخش است.




نوع مطلب :
برچسب ها :




جمعه 21 بهمن 1390 :: نویسنده : هوزان جاف

ئه‌من ده‌مگوت


ئه‌من ده‌مگوت له‌ دینا تا بمێنم
له‌به‌ر كه‌س ئه‌سته‌مه‌ سه‌ر دانه‌وێنم
كه‌چی ئێستا له‌داوی بسكی تۆدا
گرفتارم گوڵم موو ناپسێنم
* * *
ژیانم پڕ له‌ ڕه‌نجه‌ و نا مورادی
به‌ هه‌ڵكه‌وتیش نه‌هاتم توشی شادی
دڵم هێند ته‌نگه‌ هه‌ر جێ تۆ ئه‌بێ و به‌س
ئه‌تۆش مه‌حكومی حه‌پسی ئینفرادی
* * *
قه‌رار بوو بێی له‌گه‌ڵ خۆت شادی بێنی
نه‌هاتی گه‌رچی پێت دابووم به‌ڵێنی
له‌ناو كوردا نه‌بوو په‌یمان شكاندن
له‌ كوێ فێربووی گوڵم په‌یمان بشكێنی
* * *
ئه‌گه‌رچی ڕۆیی قه‌ت ناچی له‌یادم
ده‌كه‌م یادت به‌ یادی تۆوه‌ شادم
كه‌ بارگه‌ت بۆ هه‌وار تێكنا عه‌زیزم
شكا ئه‌ستونده‌گی تاوڵی مورادم
* * *
شه‌وانه‌ هه‌منیشنی جانی باده‌م
به‌ باده‌ با په‌ژاره‌و غه‌م به‌ باده‌م
كه‌ ده‌ستی رۆژگار بایدا سه‌ری من
سه‌ری شوشه‌ی شه‌راب وا چاكه‌ باده‌م


مامۆستا هێمن





نوع مطلب :
برچسب ها :






( کل صفحات : 14 )    1   2   3   4   5   6   7   ...